X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

اسطوره

اداره گذرنامه

سه بار تو زندگیم اداره گذرنامه رفتم و سه اتفاق مسخره برام افتاد:

دفعه اول ده سال پیش بود اصلا داخل راهم ندادن چون آستین کوتاه پوشیده بودم!!!

دفعه دوم دوسال پیش بود رفتم بهم گفتن به مدت 108 سال ممنوع الخروجم!!!

دفعه سوم چن روز پیش بود که آقای مسئول بجای سال 90 زده بود 89 هرچه ریسیده بودم پنبه شد!!!

نظرات (22)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
اینا درس عبرتی بشه واسه دفه چهارم !
سه‌شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 08:27 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا دفه چهارمو بخیر کنه!
سلام
اون ممنوعیت آستین کوتاه که یکی از مسخره ترین قوانین بود
حالا چکار کردین که ممنوع الخروج شدین اونهم برای ۱۰۸ سال؟!
حالا کجا میخواین برین؟
سه‌شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 09:30 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
اونو رفتم تهران با صرف کلی وقت و کلی هزینه اشتباهشونو لطف کردن تصحیح کردن!
این آخری بابت کار خودم نرفتم
ولی میرم زادگاه(چشمک)
حالا دارم میفهمم
خیلی بد بختی
متاسفم برات
ایشالله خوشبخت شی
سه‌شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 09:39 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میگم این کلمه خیلی بدبختی فحش نیس؟
بدبخت نیستم بیشتر بدشانسم
امیدوارم خوش شانس شم
البته اینا همه صدقه سری دولت کریمس که این اتفاقا میافته ها!
میگم بیا بیخیال دفعه ی چهارم و ... شو . من واقعا نگرانم برات
سه‌شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:27 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من دیگه گرگ بارون زده شدم برادر!
هرجا برم آسمون برام همین رنگیه(قهوه ای)
نوشته: بیخیال از [ ایران ]
مرگ خودم قضیه 108 سال ممنوع الخروج بودن رو باور نکرده بودم
الان دیگه باورم شد.
این قضایا تو همه ادارات هست حالا چون شما بیشتر گذرت به اداره گذرنامه بوده بیشترش اونجا برات اتفاق افتاده.
سه‌شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:34 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قضیش کاملا جدیه توی سیستم که نشنونم داد زده بود تا سال 1497 شمسی!!!که میشد همون 108 سال!
در ضمن گفتم سه بار بیشتر نرفتم که؟سه بار خیلی زیاده؟
نوشته: جاوید از [ ایران ]
نه فحش نیست واقعیه
هممونیم تو بیشتر
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 12:25 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کدوم حالا؟
بدبخت یا بد شانس؟
حالا چون شما دوس دارین
بد شانس
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:49 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ولی معلوم بود با اکراه گفتیا
تا سه نشه، بازی نشه! این دفعه با خیال راحت برو چون عمرا مشکلی پیش نمی اد ان شالله!
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:13 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مال ما که سه شد و بازی نشد!!
نوشته: اون منم از [ ایران ]
اره از این مسخره بازی ها همه جا هست منم رفتم بهم گفتند برو کارنامه کلاس پنجم ابتدایی بیا که ماله ۱۳سال پیشه گفتم ندارم چکار کنم گفتد برو دوباره درس بخون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:15 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اتفاقا به من گفتن برو گذرنامه 25 سال پیش مادرتو بیار ببینیم که که توی مهر خروجش توام هستی!!گفتم اون گذرنامه هفتا که هیچ هفتادتا کفن پوسونده! بعد دیگه تخفیف قائل شد گفت برو کارنامتو وردار بیار.به شوخی گفتم ولیمو هم همرام بیارم؟!!
دفعه اول که خیلی مسخره بوده مگه پایگاه بسیجه راه ندادن
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 09:04 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اون زمان کل ایران پایگاه بسیج بوده.الان خیلی پیشرفت کردیم از توی غار در اومدیم توی جنگل ساکن شدیم انشاالله اگه خدا بخواد توی همین دو سه میلیون سال آینده به تمدن هم میرسیم!
خوشم میاد خصوصیات اداره های دولتی را هممون میدونیم.مگه نگفته بودن ۱۰۸ سال ممنوع الخروجید؟ چطور دوباره سر زدید؟
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 10:42 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
توی نظرات قبلی توضیح دادم که چطوری درست شد
ولی اینم بگم که بهم گفتن برو با سرهنگ صحبت کن ببین قضیه چیه منم رفتم پیش سرهنگ و از ایشون خواستم که اگه امکان داره ممنوع الخروجی منو رند کنه .گفتم همون یه قرن باشه خیلی با کلاس تره.اونم بهش برخورد گفت : داری منو دست میندازی؟!گفتم فعلا که شما منو دست انداختین!! ایشونم از کوره در رفتن و از اتاقشون انداختن بیرون و من روانه تهران شدم
عید شما مبارک.با آرزوی بهترین ها برای شما و پدر بزرگوارتون
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 10:45 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ولی کدوم عید؟! همون روز جهانی جوراب که توی ایران بهش روز مرد هم میگن منظورته؟!
نوشته: ۰۰۰ از [ ایران ]
این دفعه هم که استین کوتاه پوشیده بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 10:45 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایندفه اره ولی خدارو شکر دیگه اون زمان گذشته. یه ده سال دیگه بگذره فکر کنم با تیشرت هم بشه رفت احتمالا!!!!
حالا جالب اینجاست که اوندفعه مجبور شدم برم توی بازار یه پیرهن آستین بلند ارزون قیمت بخرمو و همونطور که چروک بود و تای چهاری خونه روش بود پوشیدم تا گذاشتن برم تو.
پاما یه بنده خدایی هم که مثل من راهش ندادن مجبور شد توی اون گرمای تیرماه بندرعباس یه پلیور کثیف و درب و داغون از صندوق عقب ماشینش برداره و بپوشه!!
سلام.
چون شما خیلی این دولت و دولتیا رو دوست دارین اونا هم ارادت خاصی نسبت به شما دارن.
حالا یه بار دیگه هم امتحان کن انشالله که ارادتشون کمتر بشه
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:15 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
این دقیقا یه حس مشترکه (دوس داشتن همدیگه) چون ایشون زندگی بنده رو عنایت شدید خودشون قرار دادن!حتما در جریان که هستی!؟
نوشته: سبز از [ ایران ]
سلام
شما از ۱۵سالگی شروع کردی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:38 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
به چی؟
شروع کردم به بد آوردن یا گذرنامه؟
اگه اولی بوده باید عرض کنم به قبل از تولدم برمیگرده و اگه گذرنامست آره
سلام
ده سال پیش چیه ! دایی من همین دو سال پیش با آستین کوتاه راهش ندادن اول باورش نمیشد بهش گفتم دایی جان شما بعد از 20 سال اومدی ایران حالا صبر کن اتفاقات خنده دارتری هم برات می افته. راستی رفتین سفر خارجه ! سوغاتی یادتون نره. اون قضیه 108 سال هم خدایی کر کر خنده بود
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 09:16 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره رفتیم سفر خارجه.کلا ما سفر خارجه زیاد میرویم(چشمک)
دایی شما کجا تشریف داشته؟
آقا شما توی کدام شهر زندگی میکنید که
هر دوسال را 108 سال حساب میکنند ؟

این روز بر شما هم مبارک باشد و همیشه
از شاد و سلامت باشید و به این اتفاقات مسخره
بخندید
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 10:09 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منظورتو نفهمیدم دوست من میشه روشن تر بگی؟!
ممنونم ایشالا برا خودشون اتفاق بیافته و ما بخندیم!
سلام

خوبی

ت روخدا اگه میخوای به یه ادمه فقیر کمک کنی یه شارژه 2هزار تومنی ایرانسل

اگر هم در توانت هست بیشتر بگیر واسه این ادرس بفرست

nazaninfagir.blogfa.com

بخدا دعات میکنم

ایشالا که خدا تمام ارزوهاتو براورده کنه ایشالا تمام مشکلاتت حل بشه

تو روخدا بخدا نیاز دارم خودم یه ریال هم ندارم برم بخرم

تو کمکم کن بخدا دروغ نمیگم احتیاج دارم

خواهش میکنم

منتظرم بیا تو وبلاگمو واسم بفرست


بذار دله منم شاد بشه
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:26 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جونم؟!
گدایی اینترنتی ندیده بودیم که اونم به حول و قوه الهی دیدیم(چشمک)
نوشته: ساباط از [ ایالات متحده آمریکا ] http://www.sabaat2.mihanblog.com
دایی من سالهاست آمریکا زندگی می کنه. شما سوغاتی رو فراموش نکن
پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 06:03 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بنده رفتمو برگشتم سه ماه هم مونده بودم.شما دیر اومدین بی نصیب موندین
منظورم این بود که دوسال پیش که 108 سال ممنوع الخروج
بودید و چن روز پیش حتما ممنوع الخروجی تمام شده بود که
رفته بودید 89 را 90 بکنید !
من هم امیدوارم برای خودشان پیش بیاید و ما باهم به
ریششان بخندیم
جمعه 27 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:04 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یه جای دیگه هم توضیح دادم که رفتم تهران و پیگیر شدم و ممنوع الخروجیمو درستش کردم!
برای رفع این مشکلات وکیل می فرستی دفعه های بعد؟؟!!
شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:08 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگه اینجوریه که هر ارباب رجوعی باید یه وکیل داشته باشه!!
ای بابا!من یه بار از 100کیلومتریش رد شدم با تفنگ دوربین دار لنگم رو زدن!!
پنج‌شنبه 2 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 09:48 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پس بگو حال لنگت چطوره خوب شده یا نه؟