X
تبلیغات
رایتل

اسطوره

احساست منو کشته

داشتم اینترنت گردی میکردم چشمم به این مطلب خورد:

"کلیپ فوق العاده غم انگیز و تاسف بار از صحنه ی مرگ طاهر در فیلم ستایش"

آخ آخ جیگرم کباب شد واقعا

این همه ادم واقعی مردن و به کشتن دادن کسی همچین تیتری نزد!

قسمت جالب تر نظرات پستش بود

یکی میگفت با دیدنش کلی گریه کردم

یکی دیگه میگفت الان که دارم نظر میدم نفسم بالا نمیاد!

یکی میگفت اون شب از غصه خوابم نبرده...

حالا همونا اگه توی خیابون ببینن یکی داره میمیره ککشونم نمیگزه

به جون خودم!

والا...

پ.ن1:این روزها همه ی احساسا فقط برای شخصیت های تلویزونی خرج میشه!

پ.ن2:لینکشو نذاشتم چون میدونم خیلیا بی جنبه ان

نظرات (26)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
راستش به نظرم این روزا اصلا برای مردن احساسات خرج نمی شه اگه برای شخصیت های تلویزیونیم خرج بشه مال اون آدمای سنگیه که می خوان بگن هنرمند و هنر دوستن
والا.
دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 09:51 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه اینطوریام نیس
نود و نه درصد اونایی که پای همچین فیلمایی میشنین و گریه میکنن هیچی از هنر سرشون نمیشه که اگه میشد عمرا گریه میکردن!
راس گفتی بالای وبلاگت...هیشکی مث اون یکی دیگه نیست...یه اسطوره میشناسم که همچین دل خوشی ازش ندارم اما از این نوشته ها خوشم میاد!!! :)
اگه خواستی بیا یه سربهم بزن!!!
دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:00 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کدوم اسطوره/
باز خدا رو شکر از نوشته های من خوشت میاد
بهت سر زدم
نوشته: ساباط از [ ایالات متحده آمریکا ] http://www.sabaat2.mihanblog.com
قربون خدا برم. از غصه خوابشون نبرده؟ جل الخالق عجب مردمی داره این مملکت این همه جوون جلوی چشمشون مردن به روی مبارکشون هم نیاوردن حالا واسه مرگ طاهر گریه می کنن؟ این تلویزیونیا هم فهمیدن چطوری سوار این ملت بشن
دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:00 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بعععله دیگه
کلا ماها به دنیای واقعی اهمیت نمیدیم دلمون برا اون جوون همشهری که مرده نمیسوزه غصمون نمیگیره برای طاهر تلویزیون عزا میگیریم. دلمون برای همسایمون نمی سوزه که نون شب نداره دلمون برای اون بدبخت گرسنه توی فیلم میسوزه گریه هم میکنیم براش!
شاید بخاطر اینه که توی خیابون های ما کسی نمیمیره.
دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:58 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره احتمالا دلیلش همینه
کلا از خوندن خبرای اینترنتی منزجرم البته هر چی خبر که خبر میدن از هر طریقی.دروغایی با وسایل جمعی متفاوت
دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:10 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من از خبرها متنفرم چون نمیدونم واقعیته یا دروغ
حداقل خبرای داخل کشور همینطورند
سلام
وای چرا لینکشو نگذاشتی
من هم میخوام صحنه رو ببینم یه کم گریه کنم دلم سبک بشه!!
دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:11 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
دکتر جان ترسیدم حال بعضی ها بد بشه بر انبوه جمعیت بیماراتون افزوده شه خسته شی!
ببخشید من اطلاعات رسانه ایم در حد مورچه ست حالا این طاهر کیه؟ستایش چیه؟شرط می بندم هنر مندای بزرگی مثل عزت الله انتظامی و ... تو گمنامی و گرفتاری موندن و مثل بچه های بی گناه سبز خیابونی با درد دست و پا می زنن.
دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:14 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی خوبه و خوشحالم که نمی شناسیشون
سلام.
احساس شما هم من رو کشته . . .
دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:58 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
مطمئنی تورو کشته؟
چقدر بدم میاد از سریال هایی که به این نحو با احساسات مردم بازی میکنند
من سعی میکنم زیاد نبینم ستایشو چون وقتی می بینم خیلی گریه میکنم!
یا ما زیادی احساساتی هستیم، یا زیادی جوگیر میشیم!!!!

مثل بعضیا که میخوان 15 کیلومتر بدوان

ولی خب حالا اینقدر هم جالب نیست که کلیپشو بذارن و آدم بخواد ببینه!
من با تموم شدن فیلم سعی میکنم ازیاد ببرم ولی دیدم خیلیارو که دیدن این سریال تو روحیه شون خیلی تاثیر گذاشته
دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 10:51 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اخه چرا آدم گریه کنه؟!
مگه چیه؟
ضمنا جو گیری این دوتا مسئله ای که گفتی خیلی فرق میکنه اون یکی جو گیری نیست!
اون لینک سربازیو که واسم گذاشتی رو رفتم خوندم!
کلی خندیدم نخ سوزن سر اون قضیه ی پیاز!!!
داستان هندونه و سوسک و موش و اینا هم عجیــــب شبیهه به داستانای خوابگاه ما!!!
باید بنویسمشون حتما!!! :)
دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:57 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم که خوندیشون
حتما بنویس ببینم داستانش از چه قراره
سلام !وقتی اخر فیلمش نوشته با تشکر از ایرج قادری !دیگه می تونی تصور کنی ممکنه قیصر هم بیاد پاشنه ی کفشش رو بالا بکشه!
سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:20 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره بعید نیس به اونجاهاشم احتمالا می رسیم
کلن عبارت مرغ خونه یه همسایه غازیه واسه اوضاع و احوال ماست
کلن ماها آدمایه درام بازی هستیم اما درام مجازی و تلویزیونی اونم در حده سخیفش
سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 01:25 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره کلا ماها توی یه عالم دیگه سیر میکنیم
فرق ارزش و ضد ارزشو نمیدونیم
سلام لینک شدیا!هاهاهاها!
سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 07:13 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی ها ها ها
راست گفتی .نمی دونم سازندگان این سریالها دنبال چی هستند که این قدر با روح وروان مردم بازی میکنند. ادمای ساده هم جای اینکه وقتشون رو با دلخوشی و محبت سپری کنند می شینند اینا رو می بینند.من که اصلا نگاه نمی کنم.
مرسی سر زدی به وبلاگم
سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 10:47 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم این سریالا رو نگاه نمی کنم چن روز پیش 5 دقیقه نگاه کردم یه سوتی بزرگ ازش گرفتم.این در حالی بود که بقیه محو دیدن فیلم بودن و هیچی متوجه نشدن!
سلام
آره مثل جومونگ که از صحنه رفتن سوسانو یه کلیپ ساخته بودن با یه آهنگ غمگین .بعد همه هی بلوتوث می کردن وگریه می کردن باهاش .اصولا مردم دل نازکی داریم که به شدت تحت تاثیر شخصیت های فیلم ها وسریالها هستند چه تو طرز حرف زدن و چه در تقلید ازکارهاشون .
سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:18 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
همینطوره قضیه نماینده مجلسو یادتون هست که تو مجلس پشت تریبون از اصطلاح های برره ای استفاده کرده بود؟!
شما دیگه خودت عمق فاجعه رو بسنج!
لیلی زن بود یا مرد ؟؟
خدارو شکر که من این سریالای مسخره رو نگاه نمی کنم.. خوب فهمیدن که مردم ما غم پرستن
سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 03:45 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوبه منم همینطور
نوشته: 3s3s از [ ایران ]
با این صدا سیماشون ...با این مملکتشون ...با این سیستم اقتصادیشون ......با این یارانه هاشون ....با این دانشگاهای در پیتشون ....با این مردم بی سوادشون ......با این سیاست گه شون ....با این ترافیکشون ...با این هوای آلودشون ....با این فرهنگ پایینشون ....با این رفتارای خاله زنکی شون .....با این سرعت اینترنتشون ...با این فیلتر بازارشون .....
سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:07 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این روزها همه ی احساسا فقط برای شخصیت های تلویزونی خرج میشه!
پنج‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 09:16 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بعععله...
حق داری واقعا
"ای کاش به تصویر دختر بچه ی سیاه پوستی که بر روی مجلات معتبر دنیا هفته ها جا خوش کرده تا بازتاب کننده ی فقر و بد بختی آنها باشد هم به اندازه ی مدل جدید موههای محمد رضا گلزار یا تیپ جدید براد پیت و یا فیلم جدید آنجلینا جولی،بها داده می شد"
پنج‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 09:39 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای کاش...
آخه طاهر رو توی چند ده قسمت سریال می شناختن ولی اونایی رو که توی خیابون با چاقو می زنن نمی شناسن احساسی ندارن بهشون!!!!!
شنبه 18 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 09:17 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
موضوع شناختن و نشناختن نیس موضوع واقعیت و مجازی بودنشه!
من میشینم گیم بازی می کنم همه رو میکشم ولی توی واقعیت نمیتونم حتی ببینم خون از دماغ کسی میاد!!
نوشته: یاسمن از [ ایران ]
بعضی وقتا با خودم فکر میکنم اخه واسه کی مچ بند سبز میبستیم و میرفتیم میدون ... واسه این مردم بلانسبت شما بدتر از گوسفند...فقط کاشکی یه ذره درکمون میکردن
یکشنبه 19 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:34 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره واقعا متاسفم
البته که بنده ندیدم ولی اگه می دیدم هم گریه ام نمی گرفت! راستش من واسه چیزایی گریه ام می گیره که ممکنه برا خیلی ها بی معنی باشه! یادمه یه بار داشتم یه مستند می دیدم درباره دور ترین کهکشان ها! یه لحظه احساس کردم دنیا خیلی بزرگه و من خیلی خیلی کوچیکم دیگه اشکام بی اختیار سرازیر می شد!
یادمه اخر دوتا فیلم هم خیلی احساساتی شدم یکی الماس خونین و یکی هم شجاع دل وقتی ویلیام والاس می میره! دیگه به هر حال بعضی مواقع ادم دست خودش نیس ولی بهتره عاقلانه احساساتی بشه!
یکشنبه 19 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:23 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره منم از فیلم شجاع دل خیلی خوشم اومد حتی اسم ایدمو گذاشتمbrave heart .
اما از اینا گذشته من نمیگم که برای اون ادمی که توی خیابون داره میمیره گریه کنی ادمیزاد باید در قبال بعضی چیزا احساس داشته باشه وگرنه دیگه ادم نیست اینم یکی از هموناست نه اقای طاهر در فیلم ستایش برای اون ناراحت بشی دلیل بر انسانیتت نیست!
نوشته: رژ لب صورتی از [ ایران ]
اینکه چیزی نیست ما تو خوابگاه بودم بچه های همش لحظه شماری می کردن واسه فیلم ستایش لجم در میومد از این فیلم مزخرف بهشون گفت خدا کنه طاهر بمیره که شمام اینقدر اسمشو نیارین کلی باهام دعوا کردن
روز موعود فرا رسید رفتن پای تلویزیون وقتی اومدن یکی از بچه ها گریه که چه عرض کنم زجه میزد فکر کردم خدایی نکرده یکی از اعضای خانوادش فوت کرده گفتم چی شده گفت طاهر مرد گفتم کاش زودتر می مرد هر چی از دهنش بیرون اومد بهم گفت تا دو روز اتاقمون عزا دار بودن
چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:10 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اخی بمیرم الهی!
یادت باشه دفعه بعد براش اب قند اماده بزاری یه وقت خدای نکرده پس نیوفته!
یه پارچه هم سفارش میدادی و در گذشت جان گداز طاهرو به جمیع شیفتگان وی و فیلم ستایش تسلیت میگفتی
شاید از نظر شما گریه نداره
ولی از دید یک زن دیدن این صحنه ها ناراحت کننده است
مخصوصا وقتی آدم مادر باشه و ببینه دیگه واویلاست!!!

اگر قرار بود شما هم مثل یک زن بشینید گریه کنید که بهتون نمیگفتن مرد!
چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:43 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شاید هم به قول شما تاثر داشته باشه ولی مطمئنا چیزهای تاثر انگیز زیادی اطرافمون هستن که چشمامونو روش بستیم و میشینیم الکی بخاطر یه سناریوی اب دوغ خیاری گریه می کنیم!
نوشته: رژ لب صورتی از [ ایران ]
ای فاطیما همش فیلمه
ما هم دختریم ولی اینجوری نمی کنیم
پنج‌شنبه 23 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:08 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بفرما فاطیما خانوم ایشونم که از جنس شما هستن با نظر من موافقه!
سلام...

واقعا که راست گفتی ....

این سریال ... مثل اکثر سریال های آب دوغ خیاری تلویزیون .... را ندیدم ... اما میتونم تصور کنم ... که از چه مصیبتی !!!! تیتر زده .........

به قول نیمای بزرگ :
غم این خفته ی چند ... خواب در چشم ترم می شکند ...

متاسفم برای کسانی که از مرگ سریالی طاهر ... منقلب و متاثر میشن ... اما از مرگ امثال هاله سحابی ... ککشون هم نمیگزه ........
جمعه 24 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:32 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دلت خوشه سارا خانوم ملت ما انقد درگیر ستایشو همین آبدوغ خیاری ها هستن که اصلا هاله سحابیو نمی شناسن چه برسه براش احساس تاسف کنن یا اشکی بریزن!