X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

اسطوره

بی بی

وقتی که پیر شد دیگه مهم نیست کی بوده

هیچ کس به حرفاش توجه نمیکنه

وقتی که پیر شد  دیگه مهم نیست غرور داشته

هیچ کس بهش احترام نمیذاره

وقتی که پیر شد دیگه مهم نیست دل داشته

هیچ کس به پای دلتنگی هاش نمیشینه

وقتی که پیر شد دیگه مهم نیست چه کارایی کرده

هیچ کس زحماتشو یاد نمیاره

تنها یه گوشه  کز میکنه

تا بمیره...

وقتی مرد دو روز غصه می خورن

بعد ساده لوحانه میگن با نبودنش کنار اومدیم

آیا با این بلاهایی که قراره وقت پیری سر خودت بیاد هم میتونی کنار بیای؟

می تونی؟...


پی نوشت:امروز مادربزرگی که تک تک شبای بچگیمو با شنیدن قصه هاش خوابم برده بود رو از دست دادم

نظرات (49)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
آخییییییی خدا رحمتش کنه...
یکشنبه 26 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 07:37 ب.ظ
امتیاز: 0 0
تو این زندگیه لعنتی به هیچ چیز نمیشه دل بست
تف بهش
خدایش بیامرزد
یکشنبه 26 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:16 ب.ظ
امتیاز: 0 0
اخی متاسفم برات انشالله غم اخرتون باشه.
با اینکه نه مامان بزرگ دارم نه بابا بزرگ ولی مطمئنم اگه بودن نسبت بهش بی احترامی نمیکردم چون خودمم یه روزی پیر میشم
یکشنبه 26 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:25 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: گل بارون زده از [ ایالات متحده آمریکا ]
سلام.خوبی اسطوره جان؟مثه اینکه اولین نفرم که این پست و می خونم.شاید به این دلیل که همیشه بی بی رو دوست داشتم.و همیشه دلم براش تنگ می شد.منم از قصه های بی بیُُ بی نصیب نبودم.یادش بخیر بچگیهامون دورش جمع می شدیم ازش می خواستیم واسمون قصه بگه.خیلی خیلی از این موضوع ناراحت شدم .خیلی وقته ندیدمش.کاشکه یه بار دیگه دیده بودمش.بالاخره همه ی ما مال رفتنیم.خدا بهتون صبر بده.خدا رحمتش کنه.روحش شاد
یکشنبه 26 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:55 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما؟
ایشالا آخرین غمت باشه...
اینم از طرف من :

آیینه‌ها دچار فراموشی‌اند
و نام تو
ورد زبان کوچه ی خاموشی …
امشب
تکلیف پنجره
بی چشمهای باز تو روشن نیست! …

یکشنبه 26 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:24 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
((کل نفس ذائقة الموت . . . ))
تسلیت عرض می کنم

انشاءالله خداوند ایشان مورد رحمت خود قرار بده و جنت الفردوس رو ماوایش بگرداند (آمین یارب العالمین)

یکشنبه 26 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:51 ب.ظ
امتیاز: 0 0
۱- تسلیت می گم.

۲- پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست!

۳- خوش به حال مادربزرگ ها و پدربزرگ هایی که ریشه های اخلاق ما رو با قصه ها و غصه هاشون قوی کردند. گاهی فکر می کنم نسل ما وقتی پیر بشه، می تونه همون اندازه خوب و زلال باشه که پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما بودن؟!!!!!
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:17 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: ابوعاصم از [ ایران ]
ضمن تسلیت وطلب مغفرت و رحمت برای ان مرحوم وصبر جمیل برای بازماندگان ان مرحوم به ویژه شما دوست عزیز
بله متاسفانه دنیا چنین است اما عبرت کو؟؟؟؟؟؟؟
مردمان امروز در مواجه با مرگ اطرافیان دو روز فکر ظاهری را به ذهنشان راه میدن و بعد از ان همچی تموم میشه دو تا تسلیت ظاهری مثل غم اخرتون باشه واینا میگن و تموم
بلکه باید دعای رحمت و مغفرت کنند
دوست عزیز هر رفتاری که ما با خردسالان میکنیم نتیجه اون رو در پیری خودمون میبینیم که حرف صرفا دانستن نیست عمل کردن است
انشاالل که شما موفق باشید و خداوند جل شانه جای ایشون را در مکان جاوید خوش کند.......امین یا رب العالمین
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:32 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام تسلیت میگم ان شاء الله غم اخرتون باشه . و والاترین درجه بهشتی نصیب مادر بزرگتون بشه .
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:39 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: Your Old Friend از [ امارات متحده عربی ]
Please accept my most heartfelt sympathies for your loss. my thoughts are with you and your family during this difficult time.

Good Bless her
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 01:14 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: من و تو از [ ایران ]
خدا دانگ زینی ( زینب ) رو رحمت کنه خیلی زن خوبی بود .
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:14 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: رژ لب صورتی از [ ایران ]
تسلیت می گم
همیشه از پیر شدن می ترسم از اینکه مبادا منم مثل مادر بزرگم بشم بخاطر اینکه تحویلم بگیر با هم دعوا کنن من پاس بدن به این خونه و اون خونه
خیلی دوسش دارم همیشه واسه اینکه پیشش برم امروز و فردا می کنم از این می ترسم نرم پیشش آخر............
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 03:03 ق.ظ
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 06:27 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: bandar53 از [ ایران ]
سلام . تسلیت عرض می کنم . همانطور که فرموده بودید واقعا مادر بزرگ عزیزی بود . هرگز یادم نمیره که چقدر با ادب با عزت ، با احترام بود . سعادت همنشینی با ایشون روداشتم .
خدا رحمتش کنه ،عفو از گناهانش کنه ، و در گستره بهشتش ساکنش کنه .آمین یا رب العالمین
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 06:37 ق.ظ
امتیاز: 0 0
بر دوستان رفته چه افسوس می خوری
ما هم مگر جواز اقامت گرفته ایم

روح ایشون قرین شادی و آرامش باشه. اینم از بدی زندگیه که با پیری همه چیز میره. جوانی میره، احترام کم میشه،
نا خواستنی میشیم، کسی حوصله آدم رو نداره، همه منتظر مردن آدم هستند و ...
آدمیزاده و شیر خام خورده. کاریش هم نمیشه کرد. باید سوخت و ساخت.
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:20 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: ... از [ ایران ] http://yguyi
سلام مهم نیست قبلا چی بوده چه کرده مهم نیست برا اون که احترامش نکردن چون دودش بچشم خود ما میره مهمه که اون اواخر چی توششه اخه ادم نمیدونه اواخرش کیه خیلی سخته مامان بزرگت یشب خونه ما بود دیدم ساعت یک شب برای نماز شب بیدار بود خدا رحمتش کنه انشا الله
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 10:32 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: جاوید از [ ایران ]
سلام
تسلیت
غم اخرتون باشه.
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:12 ق.ظ
امتیاز: 0 0
تسلیت می گم رفیق! امیدوارام در این ایام پربرکت روح ایشون قرین رحمت ایزدی باشه!
ادمای خوب تو این دنیا به دیگران ارامش می دن و در اون دنیا خودشون به ارامش می رسن!
با حرفات درباره پیری تا حد زیادی موافقم!متاسفانه!
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:18 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: مهشید از [ ایران ]
سلام.درگذشت مادربزرگوتون رو تسلیت میگم
منظورم شمانیست ها ولی ماایرانیها فقط مرده پرستیم متاسفم
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:56 ق.ظ
امتیاز: 0 0
تسلیت عرض میکنم وخدا بهتون صبر بده وخداوند بهشت جاودان را نصیبشان بگرداند
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:58 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام . منم تسلیت میگم اسطوره جان . واقعا جاش خالیه . یادمه آخرین بار حدود ۳ ماه ژیش دیدمش .
خدا رحمتش کنه
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:15 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: neqab از [ ایران ]
" تسلیت واژه کوچکی است در برابر غم شما" در میان عمیق ترین تاریکی ها
به دو چشم غمگینی می اندیشم
و به پنجه هایی که
خاک،خاک مهربان آن را می پوشاند
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 01:19 ب.ظ
امتیاز: 0 0
متاسفم.دلم گرفت.روح نورانی همه مادر بزرگا مخصوصا مادر بزرگ شما شاد و پر از آرامش.تسلیت میگم.
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:01 ب.ظ
امتیاز: 0 0
آخ آخ...
خدا رحمتش کنه...
خدا صبرت بده...

چیز دیگه ای ندارم بگم جز ابراز همدردی
مارو هم تو غمت شریک بدون
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:27 ب.ظ
امتیاز: 0 0
خدایش رحمت کناد.
به همین دلیل هایی که نوشتی از پیری بدم میاد.
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:27 ب.ظ
امتیاز: 0 0
زندگی صنحه یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست ای خوش ان نغمه که مردم بسپارند به یاد....

متاسفانه حق باتوست.
روحش شاد.
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:49 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: احمد از [ ایران ] http://yguyi
کی روفراموش کردن چه رو فراموش کردن مگه کم زحمت کشیده بود مگه زندگی سختی که داشته فراموش میشه کجا زندگی میکرد درب چوبی خونشون رو از یاد نبردیم گاو و کهرهاشو از یاد نبردیم جونیشو برا بچه هاش کذاشته بود کی چهری خوش رو و خندانشو فراموش میکنه چه کسی مرحبا گفتنشو فراموش میکنه نه بچه هاش همه اندازه چشاشون دوسش داشتن با ان اخلاق خوبش مگه دوست و اشنا کم داشت همه دوستش دارن از همه همسایه ها حلالیت طلبیده بود نماز شبشو فراموش نکرد نه عزیزم بچه هاش از گل کمتر نگفتنش اخه واقعا گل بود ما که از اقوامیم دلتنگشیم بخدا اینو از ته دل میگم حالا بچه هاش چه میکشن بماند خدا بیامرزدش زن .همسایه.بی بی واز همه مهمتر مادر خوب و دلسوزی بود
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 09:05 ب.ظ
امتیاز: 0 0
ما ز بالایم بالا می رویم ما ز دریایم دریا می رویم

تسلیت میگم اسطوره عزیز
سه‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 10:03 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سایه ات گر قدمـــــی بـــــر لب دریـــا زده بود

موج دریـــــا به تماشـــــای تو در جا زده بود

صبحدم صیـــــت تو پیچید به صحرا چو نسیم

عطر گیســـــوی تــــو بر دامن صحرا زده بود

می چمیــــدی به چمــــن مست چو آهوی خُتَن

ماتـــــش آئینــــه ی دل محـــو تماشا زده بود

نور در نور شــــد از بارقـــه ات دشت و دمن

اهـــــرمـــــن زانـــو مگر پیـش اهورا زده بود

سیـــــب آسیــــب نـزد بـــــر یم حیثیّت خـویش

تاج گـــــل بـــــر شـــــرف آدم و حـوّا زده بود

حاصلی جزعـرق از شرم مگر داشـت به روی

هر کسـی طعـــــنه به ســـودای زلیخا زده بود

کاش بودی که ببیـنی که چــه خون شد دل من

غم علَـــــم بر دل مـــــن در شــب یلدا زده بود

با تـــــو می شد سپـری گر شب من تا به سحر

جِقـّــــــه ام بیـــــرق خـــود را به ثریّا زده بود

عقـــــل در کلّـــــه ی خــود داشت اگر مفتی ما

آستیـــــن را بـــه تـــــولای تـــــو بالا زده بود
سه‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 01:28 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: ساباط از [ ایالات متحده آمریکا ] http://www.sabaat2.mihanblog.com
سلام
اسطوره عزیز از دیدن این خبر واقعا متاسف شدم. تسلیت میگم. حال تو رو درک می کنم احتمالا حال من رو داری وقتی بابا حسنم رو از دست دادم پدر بزرگی که واقعا بزرگ بود! خدا همیشه مواظب مامان بزرگا و بابا بزرگا هست مطمئن باش خدا تو اون دنیا مواظبشونه
سه‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:38 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
تسلیت عرض میکنم،انشالله غم آخرتون باشه.
میگن ولی نباید بگن . . .
در پناه حق
سه‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 09:28 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: duxi از [ هندوستان ] http://duxi.blogfa.com
وبلاگت رو خیلی دوست داشتم بیشتر پست هاتو خوندم ..
با رویدر هم آشنا شدم چون نمیدونستم کجاست از سایت ruydar.com هم دیدن کردم ... دوست دارم حتما یک بار بیام اونجا ... موفق باشی
چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:18 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام ...

همدردی منو پذیرا باشید .....

رفتن سرنوشت محتوم همه ی ماست که هیچ گریزی ازش نیست ... اما بدجور دل را می سوزونه ...

خواهان صبر و آرامشم برای شما و باقی بازمانده ها...
چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 01:10 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: navak از [ ایران ]
vaghean moteaser shodam!!! barasho0n behtarin jaygaho az khodavand khahanam va baraye shoma va kho0nevadato0n sabr. ta vaghti bacheim mishinim ghesehasho0no, harfaye ghashangesho0no go0sh midim. bozorgtar ke shodim kamtar soraghi azasho0n migirim va del mashgho0liyaye donyayio bahane mikonim va darigh az amal karan be o0n harfa vaghti ke raftanam ah o afso0sa shoro0 mishe albate zo0dam tamo0m mishe!
چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:10 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
از سارای در به در به شما رسیدم

تسلیت واژه حقیری است برای تسکین دلتان اما این حقیر رو از من بپذیرید

چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:45 ق.ظ
امتیاز: 0 0
امیدوارم هر چه زودتر دلتون آروم و غمتون ته نشین بشه
چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:54 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: خاطره از [ ایران ]
تسلیت.
چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 10:56 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
چرا نظر من رو تایید نمی کنی .تو پست قبلی هم تایید نکرده بودین؟
خدا بیامرزدش و بهتون تسلیت می گم .
چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:23 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: Slash از [ ایران ]
Tasliat Migam
چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:46 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
دستت درد نکنه به من جواب ندادی !
چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 09:38 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببخشید فی فی جون الان میام
رویدر نیوز بروز شد
ruydarnews.blogsky.com
چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 09:51 ب.ظ
امتیاز: 0 0
الان که دارم جوابیه رو مینویسم اشکام امونم نمیدن.من امشب فهمیدن بی بی به رحمت خدا رفته.بی بی رفته و دیگه هیچوقت من آغوش گرمشو حس نمیکنم.هیچوقت بوسه های پر احساسشو رو گونه هام حس نمیکنم.اسطوره نمیخوام بنویسم که برات مرحمی بشه نه.چون بی بی واسه من عین مادر بزرگ خودم بود.الان خودمم داغدارم.بخدا هر چی از مهربونیش بگم کم گفتم وقتی دعای خیر میکرد برام دلم روشن میشد.وقتی لبخند شیرین میزد دلم شاد میشد.وقتی دستامو میگرفت تو دستاشو باهام حرف میزد یه حس عجیب داشتم.
خدایا خودت بر همه چیز اگاهی.دلم گرفته خیلی هم گرفته. خدایا خودت اون دنیا حافظ بی بی ما باش.همونجور که در حق همه مهربون بود همونجور که دل پاکی داشت.خدایا از تقصیرات همه بگذر.
هیچکس تاحالا از بدی بی بی نگفته بود.هیچکس.
عجیب انسانی بود.دلی لبریز از مهر مادری.نه تنها در حق فرزندانش در حق همه، همه و همه حتی من.
پنج‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 04:34 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا رحمتش کنه
سلام دوست عزیز

تسلیت عرض می کنم غم از دست دادن مادر بزرگتون را

سری به وب من بزن اگه خواستی به اسم رنگین کمان لینک ام کن
پنج‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 07:00 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
وبلاگ گاه به گاه شما را به بازدید از این وبلاگ دعوت می کند
پنج‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:05 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: مهدی از [ ایالات متحده آمریکا ]
خدا رحمت کند همه ی اموات را
پنج‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 07:09 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشالله

با مردن بقال محلمون و گنجیشکم اونقد گریه کردم که بابزرگم که مرد نکردم.

جوجه م مرد، من پیر شدم...
شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:50 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اخی احساست منو کشته
نوشته: دوست قدیمیت از [ ایران ]
سلام تسلیت میگم با خوندن این متن به آنچه در ذهنم داشتم ایمان آوردم و اون اینکه آدم قبل از پیر شدن بمیره بهتره تا اینکه روزی خواری و گرفتاری و وبالی خود را ببینه که خیلی سخته . از همین جا دستهای پر مهر فرزندانی که با پیری و از کار افتادگی پدر و مادرانشان هنوز هم ذره ای از محبتشان نسبت به اونا کم نشده و قصدشان جبران زحماتی است که آنها در جوانی برای فرزندانشان کشیدن رو میبوسم و برایشان آرزوی موفقیت دارم . خدا رحمتش کنه و آخر و عاقبت ما رو هم بخیر کنه آمییییین
دوشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 05:21 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم دوست من
سلام
می دونم دیر شده اما مطمئنم برای شما هنوز تازه است.
پرواز مادربزرگت رو تسلیت می گم.
نمی گم غم آخرت باشه... چون بی معنیه و فقط این معنی رو می ده که دفعه بعد خودت .... ( البته خدا نکنه)
فقط می گم خدا رحمتش کنه و لطفش رو شامل حالش بکنه.
یکشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 07:13 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام عادل جان
ممنونم از لطفت
خدا رفتگان شمارو هم رحمت کنه
نوشته: Barannn از [ ایران ]
ای جانم.. :(
روحش شاد باشه.. :(
جمعه 9 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 11:41 ق.ظ
امتیاز: 0 0