X
تبلیغات
رایتل

اسطوره

کودکانه

دیروز پسر بچه ای با باباش اومدن توی بوتیک پسر خالم

بچهه یه پلاستیک تو دستش بود که سه تا جوجه رنگی توش بود

رو کردم بهش و گفتم: براش چیزی خریدی بخورن؟

اون یه دستشو بالا اورد و گفت: ایناهاش دون خریدم

به شوخی گفتم: اگه میخوای جوجه هات زود بزرگ شن باید شوکولات بهشون بدیا

گفت :نه نمیدم

گفتم :چرا؟

گفت:چون اگه شوکولات بخورن دندوناشون کرم میخوره بعد میریزه!

کلی خندیدیم...

از اون موقع  تو فکرم

از کی این سادگی ها رو از دس دادیم؟

از کی این همه هفت خط شدیم؟!

نظرات (24)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
از موقعی که دیدیم اطرافیانمون به سادگی میگن حماقت و به خورده شیشه داشتن و دورویی میگن زرنگی .
از موقعی که دیدیم دارن با زیراب زنی کارشونو به خوبی پیش میبرن و ما موندیم و سادگی یا بهتر بگم حماقمتی که این روزا تو هیچ بقالی ای خریدار نداره...!
دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 12:17 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قشنگ توضیح دادی
ولی کاش هممون همون سادگی بچگیامونو حفظ میکردیم و از دستش نمیدادیم
تصور کن چه دنیای قشنگی میشد برامون...
نوشته: عبد از [ ایران ]
سلام ابرام
دوبار گل نوشتی
سادگی بزرگترین گناه ماست
دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:44 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم دوست عزیز
به من نگی ابرام ممنون میشم
سلام
از وقتی هفت خط شدیم که این سادگی جواب نمی داد وخریداری هم نداشت.
دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 04:16 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
همینطوره
ولی اون وقت کی بود؟
چن سالمون بود
کی یادشه؟
نوشته: اون منم از [ ایران ]
سلام اسطوره جان خوبی؟ کجایی کم پیدای ؟
اخ نگو که دلم واسه اون دوران تنگ شده عجب روزهای خوبی بود یادش بخیر.
دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 04:26 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دنیای کودکی دنیای خیلی عجیب و شگفت انگیزی بود و واقعی تر از الان بنظر میرسید
نوشته: رویدر فردا از [ ایران ]
سلام دوست عزیز همیشه به وبلاگت سر میزنم مطالب قشنگی آپ میکنی پر از نکات اخلاقی
دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 06:12 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
شما لطف داری همیشه سر میزنی
ممنونم
از وقتی که برای بدست آوردن شکلات مجبور شدیم به قیمتش فکر کنیم شاید.
دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 09:47 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره شاید...
نوشته: از [ ایران ]
سلام.راستش رو بگم اول
نمیدونستم که این وبلاگ مال شما هست.حالا
که فهمیدم همیشه سر میزنم.وبلاگت
رو دوست دارم
واسه اینکه خیلی
اجتماعیه
دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 10:35 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
ممنونم امیدوارم از این به بعدش هم همینطور باشه
سلام
کودکانه زیبایی بود . . .
میدونی مشکل ما انسانها چیه؟
اینکه ماها در دوران کودکی ملول میشویم که زودتر بزرگ شویم و بعد حسرت دوران کودکی را میخوریم . . .
سه‌شنبه 1 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 01:10 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
اره وقتی بچه ایم هی به فکر اینیم که کی بزرگ میشیم وقتیم بزرگ شدیم میگیم کاش نمیشدیم
سلام اسطوره!
یه مدت نبودم اما الان نوشته هاتو خوندم!!! :)
مث همیشه خوب ... مث همیشه دلنشین!!!
...
فک کنم از وقتی دفتر نقاشیامونو گم کردیم!!! : (
سه‌شنبه 1 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 09:56 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام مستوره
اره دفتر نقاشی...
هنوز بوی مداد رنگیامو یادمه
نوشته: گاه به گاه از [ ایران ]
با لینک کردن موافقی؟
چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 02:28 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون میشم لینکم کنی
کودکی دنیایی پر از معصومیت و پاکی...
چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 05:11 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره یادش بخیر

دقیقا از همون موقع که فکر می کردیم اگر بزرگ شیم به چه موهبتی رسیدیم و اگر بزرگ شیم چه اتفاق خاصی توی زندگیمون می افته دقیقا از همون موقع که به دنیای تاریک آدم بزرگا قدم گذاشتیم همه معصومیتها و سادگیهامون و خاک کردیم
چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 09:27 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بزرگ شدن در قبال سادگی و معصومیت کودکی!
چه معامله نا برابرای که همه بهش تن در دادیم!
آرزوی محالیه که توی این دنیا بخوای مثل دوران بچگی ساده و بی ریا و پاک باشیم. ولی شیرینی این بچه ها به همینه که کمیابن . شیرینی کارهاشون به اینه که همه گیر نیست.
از وقتی که حساب و کتاب یاد میگیریم هفت خط میشیم و دنبال زیاد کردن کمیت به نفع خودمون میشیم
اگر شب ها همه قدر بودی شب قدر بی قدر بودی
چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 09:50 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من حاضر بودم همه شبا قدر بود شاید یه روز قدرشو میدونستم
اگه یه شب باشه همیشه از دستش میدیمش . کودکیم همینطوره...
بچه تر که بودم دفتر نقاشیم به هفته نکشیده تموم میشد...
الان دیگه نقاشی نمیکشم...
نمیدونم چی شد!
ذوقم تموم شد؟...استعدادم ته کشید...
یا فهمیدم دفترو که میگیری باید یه چیزی بابتش بدی به اسم پول...
که الان مهمترین چیز این دنیاست...
فوقش اگه خیلی دلمون واسه نقاشی کشیدن تنگ شد...
یه پول میکشیم و میبریم جای واقعیش استفاده میکنیم..
ما هنوزم خیلی ساده ایم ... فقط یه چیز مهم داریم تو زندگیمون...پول!
چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 03:46 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ولی من هنوز کاغذو قلممو گم نکردم هر از چند گاهی مینویسم و شکلکی میشکم اما اصلا حال و هوای بچگیامو نداره
نه روحیه خودم و نه نوشته هام
قشنگ گفتی ما ساده ایم چون همه یه چیز میخوایم اونم پوله
سلام اسطوره خان
نگو این حرفا رو بقیه فکر بد در موردت می کنن
هفت خط چیه
بگو سیاستمدار
ولی قشنگ بود
من چند تا شمع والپی پر موبایلمه دختر خواهر ۲ ساله ام می یاد فوت می کنه که تولدشو بهش تبریک بگم
بچیه دیگه
آخه چی بهش بگم
چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 05:03 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام کرانه جان
با عوض کردن اسمش اصلش که عوض نمیشه خب!
بچگی به همیناش قشنگه
اینو که خوندم از ساره پرسیدم به نظرت میشه به جوجه شکلات داد ؟ فکر میکنی چی جوابمو داد؟....گفت حالا دو دونه شکلات برا من خریدی میخوای به همه بدی؟!
چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 10:43 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخی...
راست میگه یه شوکولات بعد عمری براش خریدی میخوای سهم چن نفر کنی؟
شایدم نباید گفت هفت خط شدیم!
باید بگیم اگاه شدیم...اخه
اون بچه هم اگه میدونست چوچه دندون نداره اینو نمیگفت...
پنج‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 05:19 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تبریک میگم
شما یک آدم بزرگ واقعی هستین!
اینطورم میشه دید
نذار پایه سادگیه بچه شاید خواسته سیات کنه !
پنج‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 05:59 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما دیگه خیلی بدبینی ها
نه اون بچه ساده تر از این حرفا بود
از موقعی که مدرسه رفتیم
جمعه 4 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 01:18 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شاید...
سلام ...

بقیه را نمیدونم اما از نظر خودم ... هنوز نه بزرگ شدم ... نه هفت خط ... نه سادگی مو از دست دادم ...

مادر میگفت ... تو توی ۶ سالگی متوقف شدی ...

خودم دوستش دارم ... این بچه بودنم را ... اما سختیش وقتیه که ... مجبورم برم تو جمع آدم بزرگا .... نه حرفی دارم باهاشون بزنم ... نه از حرف هاشون خوشم میاد ...

جمعه 4 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 03:37 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
خوشحالم که اینجور ادمی هستی
میدونم سختیش زیاده ولی احساست نسبت به خودت بهتره مگه نه؟
نوشته: neqab از [ ایران ]
سلام نماز و روزه هاتون قبول
واقعا کودکی هامون عالمی داشت و کاش میشد تو اون عالم می موندیم...
اینی که وقتی سادگی میکردیم همه خوششون می اومد و پای بچگیمون میذاشتن و هزار و یه برداشت نداشتن...
شاید اگه میدونستیم یه روز حسرتشو میخوریم بیشتر ازش لذت میبردیم اما همیشه به بزرگ شدن تشویق شدیم...
جمعه 4 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 09:57 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
ممنونم نماز روزه های شما هم قبول باشه
اره به امید یه سراب شیرینی مسیرو از دست دادیم
نوشته: گاه به گاه از [ ایران ]
منم ممنون میشم اگه این لینک دو طرفه باشه البته با افتخار
یکشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 04:15 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم با وجود اینکه وب خوبی داری ولی علاقه ای به لینک کردن ندام ببخشید
میخام ی چی بگم.اما انگار جوابی ندارم. پ سکوت
سه‌شنبه 8 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 07:40 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سکوت خودش خیلی حرفه!
نوشته: علی از [ ایران ]
گندم کاملا با نظرت موافقم
یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:54 ق.ظ
امتیاز: 0 0