X
تبلیغات
رایتل

اسطوره

نی انبون

سوار ماشین که شدیم چند دقیقه بیشتر نتونست تحمل کنه

ازمون اجازه گرفت که سازشو باد کنه

میگفت دلش برا سازش تنگ شده

شصت و دو سالش بود

میگفت نمیتونه ببینه سازش خالی کنارش افتاده باشه

اهل خوزستان جنگ زده بود

میگفت با همین ساز هر پنج بچشو فرستاده دانشگاه

تازه از مراسمی برگشته بود و چهار ساعت تمام ساز زده بود

اما باز به همین زودی دلش تنگ شده بود

هر چی میگفت

همش  انگار نشانه هایی از عشق بود

عشق مردی به سازش...

نظرات (6)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
...
پنج‌شنبه 29 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 10:47 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: نیسا از [ آلمان ]
زیبا نوشتی
کاش عشق آدمیزاد به آدمیزاد هم اینطوری بود ...
چهارشنبه 4 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 03:29 ب.ظ
امتیاز: 0 0
ساز همه زندگی این آدمه که بهش وابسته است
شنبه 14 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 02:29 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: هیچی دیگه از [ ایران ]
انگار تو ازمن کمتر میای
دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 07:22 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
اینجا چقدر دیر به دیر آپ میشه! دیگه مثل قبل نیست.
یکشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 12:33 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: emad از [ ایران ]
داداش از پیج چهاروم همشو خوندم دمت گرم کارت درسته
دوشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 02:11 ق.ظ
امتیاز: 0 0